مرتضى مطهرى

312

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

امروز اين اعمال را وحشيانه مىدانند . نه ، در همان زمان هم اين كار وحشيانه بود . مطلب ديگر : اينكه گفته شد قوانين اسلام قوانينى آسمانى است ولى بيگانه از شرايط و محيط زندگى وضع نشده است بلكه براساس احتياجات و مقتضيات و به تناسب مصالح و مفاسد همين زندگى روزمرّهء مردم و موافق با عقل و منطق تنظيم شده است و نمىتواند بىارتباط با صلاح و فساد حيات مردم و جامعه باشد ، اين مطلب در مورد احكام منصوص العلّة اگر درست باشد ، دربارهء احكام مستنبطالعلّة درست نيست زيرا علت اصلى وضع احكام مستنبطالعلّة بدرستى روشن و قابل اطمينان نيست و به فقيه حق و اجازه نمىدهد كه با استنباط خود آن را به تناسب زمان تغيير دهد . فى المثل نوشيدن هر مسكرى حرام است اما خوردن هر گوشت خوكى بدون ذكر علت آن ، ممنوع اعلام شده و اگر فقيهى بخواهد با استنباط شخصى خودش در ميزان و خصوصيات حرمت آن به تناسب زمان دخالت كند ، راه خطا رفته است . تفسيرى كرده‌اند ، مىگويند : بعضى احكام منصوص العلّة هستند و بعضى مستنبطالعلّة . البته همهء احكام اين‌جور نيست . مىگويند احكامى كه علتش را كشف بكنيم بعضى منصوص العلّة است ، يعنى علت و فلسفه‌اش را خود اسلام ذكر كرده ، و بعضى ديگر مستنبطالعلّة است ، اسلام [ دليلش را ] ذكر نكرده ، خود ما استنباط مىكنيم كه دليلش اين بايد باشد . گفته‌اند در جايى كه دستورى منصوص العلّة است ، فقها هم از آن علت پيروى مىكنند ولى در جايى كه مستنبطالعلّة است ، چون اطمينان ندارند كه علت چيست ، احتياط مىكنند . دو مثال ذكر كرده‌اند : مُسكِر و گوشت خوك . گفته‌اند : چون اسلام گفته شراب به دليل اسكارش حرام است ، فقها هرچه را كه مسكر باشد مىگويند حرام است و هرچه را هم كه مسكر نباشد مىگويند حلال است . اما در باب گوشت خوك چون اسلام